عطا ملك جوينى

106

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

استو « 1 » توقّف نمود چون كوه و صحرا از علف خالى شد كوچ فرمود ، و در اثناى آن ركن الدّين خور شاه برادر خود شهنشاه و كفاة مملكت خود را بفرستاد در اظهار ايلى و طواعيت و استظهار بمتابعت و مشايعت « 2 » بندگى حضرت ، چون آن سخنها بسمع همايون رسيد پادشاه باعزاز ايشان اشارت فرمود و ايلچيان نامزد « 3 » تا نزديك ركن الدّين روند و از كسان ايشان يكى را نيز با ايلچيان روان كرد و باستحضار ركن الدّين و تخريب قلاع مبالغت فرمود ، چون آن فرمان بركن الدّين رسيد از روى جنون و جوانى « 4 » جوابى مشحون بكذب و بهتان بازفرستاد ، چون « 5 » معلوم راى پادشاه شد كه او را بخت‌برگشته است و بمدارا و رفق تدارك كار او متعذّر از خرقان « 6 » عزيمت غزا « 7 » بجانب او بامضا رسانيد ، ذكر حركت پادشاه جهان هولاكو بفتح قلاع ملاحده « 8 » چون * از تردّد و « 9 » اختلاف سفرا و ايلچيان « 10 » ركن الدّين را هيچ تنبيه « 11 » حاصل نشد و بمجرّد آنك در دفع مطلوب پادشاه قلعهء پنج « 12 »

--> ( 1 ) ج : استون ، ز ندارد ، رجوع بج 2 ص 132 ، ( 2 ) د : مسايعت ، ب : مبايعت ، آ : مبايعت ؟ ؟ ؟ ، ج : مبايعت ؟ ؟ ؟ ، ز ح ندارند ، ( 3 ) كذا فى آ ، باقى نسخ افزوده‌اند : كرد ، ( 4 ) آ ج ه ح « و جوانى » را ندارند ، ( 5 ) آ ج : و چون ، ( 6 ) كذا فى ب ( بتصحيح جديد ) ج ه ، آ : حرقان ؟ ؟ ؟ ، ز : حرفان ؟ ؟ ؟ ، ح : حوقان ، د جمله را ندارد ، ( 7 ) آ ح : عزا ، ز : عزّ ان ، ج د ندارند ، ( 8 ) كذا فى آ ، ساير نسخ اين عنوان را ندارند ، ب بياض بجاى آن دارد و ساير نسخ بدون بياض ، ج اين عنوان را پيش ازين در ص 101 س 8 داشت كما مرّ ، ( 9 ) كذا فى ب ج ز ، ه : تردّد ، آ : از ورود ، د : از ورد و ( كذا ) ، ح : از ورد ( كذا ) ، ( 10 ) كذا فى ب ( باصلاح جديد ) ج ز ، ح : سفراى ايلجيان ؟ ؟ ؟ ، ه : سفرا ايلچيان ، آ : سفر از ايلجبان ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ، ( 11 ) ب : تنبيهى ، آ : تنبهى ( - تنبّه ) ، و لعلّه انسب ، ه ندارد ، ( 12 ) كذا فى ه ، آ ج د با تنقيط ناقص ، ز : پنح ؟ ؟ ؟ تاء ؟ ؟ ؟ ، ح : بهيح ؟ ؟ ؟ ، ب